221.هر چشمي در قيامت گريان و بي خواب است مگر چشمي که به کرامت خداوندي ممتاز شده باشد و براي مصائب حسين و آل محمد(ص) گريسته باشد.
222. بخدا شيعيان ما چون زنبور عسل اند اگر مردم بدانند چه در دل دارند همه را ميخورند.
223. کسي را که بر سر غذا نشسته شتابزده نکنيد تا فارغ شود و همچنين کسي را که مشغول قضاي حاجت است.
224. چون از خواب بيدار شويد بگوييد : لا اله الا الله الحليم الکريم الحي القيوم و هو علي کل شي قدير سبحان رب النبيين و اله المرسلين و رب السماوات السبع و ما فيهن و رب الارضين السبع و ما فيهن و رب العرش العظيم و الحمدلله رب العالمين و چون پس از خواب بنشينيد پيش از برخاستن بگوييد : حسبي الرب من العباد حسبي الله الذي هو حسبي منذ کنت. حسبي الله و نعم الوکيل.
225. چون شب از خواب برخيزيد به اطراف آسمان نگاه کنيد و آيات آخر سوره آل عمران را از (( ان في خلق السماوات و الاعرض - تا - انک لا تخلف الميعاد )) بخوانيد.
226. سر کشيدن در چاه زمزم دردها را ميبرد. از آب آن که در سمت حجر الاسود است بنوشيد.
227. در رکاب پادشاهي که اطميناني به حکم او نيست و دستور خدا را در غنيمت جنگ اجرا نميکند به جنگ نرويد اگر کسي رفت و در اين راه مرد دشمنان ما را در غصب حقوق و پامال کردن خون ما کمک کرده و به شيوه جاهليت مرده است.
228. ياد ما خانواده براي دردها و وسواس سينه ها شفاست و دوستي ما رضايت پروردگار است.
229.کسي که به ولايت ما معتقد باشد فردا در (( حظير القدس )) (بهشت) با ما است هرکه منتظر فرج ما باشد مثل کسي است که در راه خدا در خون خود بغلطد.
230.هر که در ميدان جنگ ما حاضر باشد يا صداي دادخواهي ما را بشنود و ما را ياري نکند خدا او را در آتش افکند.
231.ما در وقتي که مردم ستم بينند و راه چاره بر آنها بسته شود دري هستيم از ياري و فرياد رسي ( که بر روي آنها گشوده شود ) ما (( باب حطه ايم )) ( باب حطه : دري بوده که بني اسرائيل مامور بودند از آن وارد بيت المقدس شوند و تقريبا راه نجات آنها بوده و در احاديث بسيار ائمه (ع) به آن در تشبيه شده اند ) اين در مسلمانان است هرکه وارد شود نجات يابد و هرکه خود داري کند هلاک شود.
232.خدا به وسيله ما آغاز کند و بوسيله ما محو و اثبات فرمايد و زمانه سخت را برطرف کند و باران ببارد مبادا فريبندگان شما را مغرور کنند.
233.از روزي که خدا درهاي آسمان را بسته قطره اي باران نباريده اگر قائم ما قيام کند آسمان بارانش را ببارد زمين گياهش را برويد کينه از دلها برخيزد درندگان و حيوانات صلح کنند چنان امن و آرامش برقرارگردد که زني از عراق به شام رود و زيور بر سرش باشد کسي به او کاري نداشته باشد.
برچسب:
نویسنده: پارسا پورحسین